شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

درب کنسرو بازکن برقی
+ در من کارواني به راه افتاده براي ديدن يوسف چشمانت در بازار گيس هاي زليخا را مي کشم به حجره چشمانت مصر دلم که کودتا کند دست هايم را ذبح مي کنم زليخاي فرتوت جوان شده تو ام عزيز يوسف تبار من..
* 27 سال پيش ؛ در همين روزها بود که عزيزي را از دست دادم، اي کاش يوسف منم در چاهي فتاده بود و کارواني او را نجات ميداد*
لاهوت
زيبا
{a h=lahootiyan}لاهوت{/a} @};-
آواي من
فوق العاده بود
ساعت ویکتوریا
مسیر عرشی
88 امتیاز
3 برگزیده
568 دوست
محفلهای عمومی يا خصوصی جهت فعاليت متمرکز روی موضوعی خاص.
گروه های عضو
مسیر عرشی عضو گروهی نیست
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله آذر ماه
vertical_align_top